1- آزاد سازی و تجمیع قطعات بسیار زمان بر و دلایل آن نیز متفاوت است برای مثال برخی از قطعات بین وارث هستند، برخی فاقد پایان کار و در برخی موارد مالکان علاقه ای به تجمیع ندارند و ترجیح می دهند در واحد فرسوده خود به زندگی ادامه دهند تا اینکه در مجتمع پرازدحام و بصورت آپارتمانی سکونت یابند.
2- همچنین می توان بر نقش بسیار مطلوب نهاد محله که از سوی شهرداری در منطقه استقرار یافته است تاکید کرد: این نهادها در جایگاه یک بازوی کمکی وارد میدان شده اند و نقش بسیار موثری در اقناع شهروندان و حل مشکلات اجتماعی دارند. پیشنهاد می شود برای تسهیل نوسازی در بافت های فرسوده قوانین مدون در رابطه با مالکان ناسازگار تصویب شود تا آنها را ملزم به همکاری بیشتر نماید. اظهار نظر برخی از متولیان بافت های فرسوده مبنی بر اینکه نباید با روش های اجباری مردم را به سمت مشارکت سوق دهیم، زمانی کارآمد است که بخواهیم مبنای سیاست خود را در روند احیای بر اساس بلوک سازی و تجمیع ریزدانه ها قرار دهیم، در صورتیکه در روش محله سازی پاسخگو نیست و جواب نمی دهد. با توجه به اینکه بافت های فرسوده در مقابل زلزله و سایر حوادث غیر مترقبه ناایمن هستند و نوسازی آنها کاملا الزام آور است لذا نباید منافع ملی را فدای ناسازگاری برخی افراد و مالکان که باعث ایجاد خلل می شوند نمود. روش محله محوری را می توان نسخه موفقی در روند احیای بافت های
برچسب:
نویسنده: هیراد کریمیان
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 3:19